امروز: چهارشنب 05 مهر 1396 برابر با 27 سبتامبر 2017

آخرين اخبار

احشام و تغییرات آب و هوایی... Livestock and Climate Change

  • سه شنبه, 14 خرداد 1392
  • نوشته شده توسط 

مقاله Livestock and Climate Change توسط موسسه worldwatch تهیه و منتشر شده و نقد و مکملی است بر مقاله سایه بلند احشام (FAO)


گردآورندگان این مقاله بر این ادعا هستند که اعمال برخی ملاحظات سیاسی و اقتصادی باعث شده تا موارد مهمی که در محاسبه میزان انتشار گازهای گلخانه ای نقش دارند در مقاله فائو منظور نشوند.
در کل، جمع بندی مطالب ارائه شده توسط فائو و موسسه worldwatch ما را به رقم 51 درصد میزان انتشار گازهای گلخانه ای ناشی از صنایع دامپروری می رساند که متاسفانه با توجه به روند رو به رشد زندگی های نادرست مصرفی و روی آوردن مردم به استفاده از غذاهای گوشتی این رقم در حال افزایش است و به طور جدی - اثرات مخرب غیر قابل برگشتی - برای حیات روی زمین در پی خواهد داشت.
امید که هر چه زودتر به خود آییم و چشم خود را بر روی حقایق گشوده و با در پیش گرفتن یک زندگی معقولانه و آگاهانه مانع نابودی های همه جانبه زندگی در روی این سیاره سبز و زیبا شویم.

** پس از بازخوانی و اعمال برخی اصلاحات، متن زیر در قالب فایل پی دی اف و به همراه همه تصاویر اصلی ،جداول و نمودارها از طریق سایت قابل دسترس خواهد بود.

احشام و تغییرات آب و هوایی

چه خواهد شد اگر بدانید گاوها ، خوک ها و مرغ ها نقش اصلی را در تغییرات آب و هوایی و گرمایش زمین دارند ؟
هر وقت که دلایل بروز تغییرات آب و هوایی مورد بحث قرار می گیرد ، سوخت های فسیلی بالاترین قسمت از لیست این دلایل را به خود اختصاص می دهند . حقیقتا نفت ، گاز طبیعی و به خصوص زغال سنگ منابع اصلی انتشارات دی اکسید کربن و دیگر گازهای گلخانه ای هستند و مسبب اصلی این انتشار ها انسان ها می باشند . ولی ما بر این باور هستیم که مراحل مختلف حیات انسان و زنجیره تامین غذا از حیوانات دامی که برای اهداف غذایی پرورش و افزایش داده می شوند ، تا حد زیادی به عنوان یکی از منابع ایجاد گازهای گلخانه ای دست کم و ناچیز شمرده شده و در حقیقت میزان این انتشار ها دست کم برابر با نصف میزان گازهای گلخانه ای به وجود آمده به دلیل مصارف سوختی انسان ها می باشد . اگر این بحث درست باشد ، جایگزین کردن محصولات دامی با راهکارها و محصولات مناسب بهترین استراتژی برای تعدیل تغییرات آب و هوایی است . در حقیقت این روش نسبت به اقدامات صورت گرفته برای جایگزینی سوخت های فسیلی با انرژی های تجدید شدنی ، تاثیرات سریع تری بر روی کاهش انتشارات گازهای گلخانه ای و انباشته شدن این گازها در جو خواهد داشت و سرعت گرمایش زمین نیز کاهش خواهد یافت .

حوزه دام و احشام در حال حاظر به عنوان عامل اصلی در انتشار گازهای گلخانه ای شناخته شده است . مقاله سایه بلند احشام ، گزارشی مستند و وسیع که در سال 2006 توسط سازمان غذا و کشاورزی ملل متحد یا به عبارتی دیگر سازمان فائو به دست آمد ، تخمین می زند که انتشار سالانه 7516 میلیون تن از گازهای معادل با دی اکسید کربن ، یا 18 درصد از انتشارات جهانی گازهای گلخانه ای در هر سال مربوط به حیواناتی از قبیل گاو ، بوفالو ، گوسفند ، بز ، شتر ، اسب ، خوک ها و ماکیان می باشد . در واقع این مقادیر به راحتی می تواند حوزه احشام را در معرض نگاهی سخت گیرانه برای جستجوی روش هایی در جهت کاهش تغییرات آب و هوایی قرار دهد . ولی تحلیل های ما نشان می دهد که حوزه احشام و فرآورده های فرعی آن ها ، دست کم سهمی 32564 میلیون تنی در انتشار سالانه گازهای مشابه دی اکسید کربن و سهمی 51 درصدی در کل انتشارات سالانه گازهای گلخانه ای در سرتاسر جهان دارند .
این ادعای بزرگی می باشد و مدارک بزرگ و قدرتمندی برای اثبات آن مورد نیاز است ، بنابراین ما به طور کامل منابع مستقیم و غیرمستقیم از انتشار گازهای گلخانه ای توسط دام و طیور را مورد بازبینی و بررسی قرار خواهیم داد . تعدادی از این منابع بسیار واضح و آشکار می باشند ولی ناچیز شمرده شده اند ، از برخی از آن ها به راحتی چشم پوشی شده و برخی دیگر از این منابع انتشار گازهای گلخانه ای به اشتباه به حوزه های دیگر نسبت داده شده است . اطلاعات و داده های موجود در حوزه احشام در نقاط مختلف متفاوت بوده و تاثیر گرفته از خطاهایی غیر قابل اجتناب می باشد . از آنجایی که اجتناب از خطاها و اشتباهات در محاسبه و تخمین مجموع مقادیر گازهای گلخانه ای غیر ممکن است ، ما تلاش کرده ایم تا روی هم رفته مجموع این مقادیر را طوری تخمین بزنیم تا هم قابل فهم و هم محافظه کارانه باشد .

تصویری بزرگ
جدول سمت راست خلاصه ای از دسته بندی ها برای انتشارهای مربوط به حوزه احشام و تخمین ما از اندازه این انتشار ها است . ما با مقدار تخمین زده شده توسط فائو یعنی 7516 میلیون تن گاز دی اکسید کربن ، شروع می کنیم . مقداری که با اضافه کردن میزان انتشار گازهای گلخانه ای در ارتباط با پاکسازی زمین ها برای چرای احشام و کاشت خوراک برای دام ها ، زنده نگه داشتن دام ها و تهیه و انتقال محصولات نهایی به دست آمده است . ما نشان خواهیم داد که 25048 میلیون تن از گازهای مشابه دی اکسید کربن نسبت دادنی به حوزه احشام به حساب نیامده و یا اینکه از آن چشم پوشی شده است ، از کل این مقدار 3000میلیون تن اشتباها برای حوزه های دیگر ثبت شده است و 22048 میلیون تن دیگر به طور کلی به حساب نیامده است . وقتی که مقادیر محسوب نشده به موجودی جهانی از گازهای گلخانه ای اتمسفر زمین افزوده شوند ، این موجودی از 41755 میلیون تن به 63803 میلیون تن افزایش می یابد . بنابراین 7516 میلیون تن از گازهای مشابه دی اکسید کربن که توسط فائو به حوزه احشام نسبت داده شده است از 18 درصد کل گازهای گلخانه ای به 8/11 درصد کاهش می یابد . بیایید تا به طور مجزا دسته بندی هایی از انتشار گازهای گلخانه ای که به حساب نیامده و یا به طوری اشتباه به حوزه های دیگر نسبت داده شده اند نگاهی بیاندازیم :

تنفس .

فائو تنفس و نشخوار دام و طیور را از تخمین خود مستثنی کرده و آن را به حساب نیاورده است ، طبق استدلال زیر :
فعل و انفعالات دم و بازدم دام و طیور منبعی اصلی از گاز دی اکسید کرین نیست .... انتشارات حاصل از تنفس احشام قسمتی از چرخه سریع سیستم زیستی می باشد ، و این که ماده گیاهی مصرف شده خود از تبدیل دی اکسید کربن موجود در جو به ترکیبات ارگانیک به وجود آمده است . از آنجایی که به نظر می آید مقادیر منتشر و خارج شده با مقادیر جذب شده از گاز دی اکسید کربن برابر است ، تنفس احشام به عنوان منبع اصلی در پروتوکول کیوتو لحاظ نمی شود . در حقیقت چون قسمتی از کربن مصرفی در بافت زنده حیوانات در حال رشد ذخیره می شود ، گله های جهانی در حال افزایش را می توان به صورت سینکی پر از کربن در نظر گرفت . زیست توده (یک منبع تجدید پذیر انرژی است که از مواد زیستی به دست می‌آید ، مواد زیستی شامل موجودات زنده یا بقایای آنها است ) ثابت دام و طیور در دهه های اخیر به طور قابل توجهی افزایش یافته است ... این رشد مداوم .... می تواند به عنوان فرآیند جداسازی کربن تلقی شود ( این میزان تقریبا برابر با 1 یا 2 میلیون تن کربن در سال تخمین زده شده است ) .
ولی این روشی ضعیف و معیوب برای نگاه کردن به این مسئله است . ابتدا بررسی ادعای جداسازی یا تجزیه : جداسازی به طوری مناسب به استخراج دی اکسید کربن از اتمسفر و دفن کردن آن در یک مخزن و یا یک ترکیب ثابت و محکم گفته می شود که نتواند در دراز مدت از آن خارج شده و فرار کند . حتی اگر کسی حجم ثابتی از احشام را به صورت ضرفی از کربن در نظر بگیرد ، طبق تخمین های صورت گرفته توسط فائو ، میزان کربن ذخیره شده در بدن احشام در مقایسه با میزان موجود در جنگلهای پاکسازی شده به منظور فراهم آوردن فضا برای کاشت خوراک دامی و چرای دام ها بسیار ناچیز است .
برای توجه بیشتر باید به این نکته اشاره کرد که دام و طیور همچون اتومبیل ها ابتکار بشر برای آسودگی و راحتی می باشد و در زندگی دوران ما قبل بشر جایی نداشته است ، مولکول دی اکسید کربنی که از طریق بازدم احشام به وجود می آید طبیعی تر از مولکولی نیست که از اگزوز اتومبیل ها خارج می شود . علاوه بر این ، در طی زمان هایی تعادل و موازنه در مقدار دی اکسید کربن خارج شده از تنفس حیوانات و مقدار جذب شده با عمل فتوسنتز گیاهان وجود داشته ولی این توازن همیشه ثابت و برقرار نیست . امروزه ده ها میلیون دام بیشتر نسبت به دوره قبل از صنعتی شدن جوامع گاز دی اکسید کربن منتشر می کنند ، در حالی که ظرفیت فتوسنتز زمین ( ظرفیت برای خارج کردن کربن از اتمسفر با جذب آن در توده گیاهی) به دلیل پاکسازی و از بین بردن جنگل ها با شیب تندی در حال کاهش است . (در ضمن ما با مصرف و سوزاندن سوخت های فسیلی کربن بیشتری را به هوا وارد می کنیم و از طرف دیگر سیستم جذب کربن یعنی همان جنگل ها را از بین می بریم .)

فائو اظهار می کند که تنفس احشام به عنوان یک منبع به رسمیت شناخته شده از گاز های گلخانه ای در لیست پروتوکل کیوتو قرار نگرفته است ، اگرچه در واقع این پروتوکل منابع دی اکسید کربن را بدون هیچ استثنایی در این لیست لحاظ کرده و دیگر منابع مشمول دسته بندی های این پروتوکل می باشند . برای روشن شدن این مطلب ، این منبع باید در لیست هر پروتوکل جایگزین برای پروتوکل کیوتو لحاظ شود .
این امر بسیار فریب دهنده است که یک یا چند منبع از انتشارات کربن که به دلیل برخورد بشر با طبیعت به وجود آمده اند را طبق علایق و سلیقه های یک فرد و یا گروه از دیگر منابع مستثنی کنیم ، تنها به این دلیل که میزان انتشارات این منابع با عمل فتوسنتز گیاهان قابل جبران هستند . ولی اگر این امر قانونی باشد که ماشین هایی با سوخت فسیلی را به عنوان منابع منتشر کننده گاز های گلخانه ای محسوب کنیم در حالی که هزاران میلیون نفر از آن ها استفاده نمی کنند ، پس به طور مشابه به شمار آوردن تنفس احشام نیز قانونی و درست است . هزاران میلیون نفر در دنیا هستند که فرآورده های دامی خیلی کمی مصرف می کنند وحتی می توان گفت که مردم بسیاری هستند که اصلا فرآورده های دامی مصرف نمی کنند ، و برخلاف ضروری بودن بازدم انسان ها برای بقای بشر ، نیازی به بازدم احشام در این مقدار وسیع نیست . با بیرون نگه داشتن گازهای گلخانه ای مرتبط با احشام از ترازنامه گازهای گلخانه ای ، در واقع باعث می شویم که این حوزه تحت مدیریت دقیق قرار نگرفته و مقدار آن ها به سرعت افزایش یابد ، حقیقتی که امروز شاهد وقوع آن هستیم . طبق تخمین یک فیزیکدان انگلیسی به نام الن کالورد در سال 2005 ، دی اکسید کربن ناشی از بازدم احشام شامل 21 درصد از کل گازهای گلخانه ای به وجود آمده از دستکاری طبیعت توسط بشر می باشد . او وزن این دی اکسیدکربن را تعیین نکرد ولی این مقدار حدود 8769 میلیون تن برآورد می شود . تخمین و برآورد کالورد تنها برآورد مهم در بین برآوردهای مشابه است ولی به خاطر اینکه تنها شامل یک متغیر می باشد ( توده و حجم کلی از دام و طیور ، همه آن ها تقریبا مقدار یکسانی از گاز دی اکسید کربن را بر حسب هر کیلوگرم از توده بدنی منتشر بیرون می دهند ) ، تمام محاسبات بدست آمده از میزان دی اکسید کربن حاصل از بازدم احشام بر حسب وزن آن ها تقریبا یکسان خواهد بود .
برآورد کالوردCalverd این حقیقت را که دی اکسید کربن حاصل از بازدم احشام در کل موجودی گازهای گلخانه ای لحاظ نشده ، در نظر نگرفته است . این برآورد همچنین منابع گازهای گلخانه ای مرتبط با احشام به دست آمده در تحلیل های ما را نیز محاسبه نکرده است . پس از افزودن منابع مرتبط به موجودی های جهانی از گازهای گلخانه ای ، درصد گازهای گلخانه ای مربوط به بازدم احشام از 21 درصد به 7/13 درصد کاهش می یابد .

زمین .
به دلیل اینکه در حال حاظر کمبود جهانی برای چمنزار ها وجود دارد تنها روش کاربردی برای داشتن تولید بیشتر در زمینه دام و همچنین خوراک مورد نیاز آنها ، نابود کردن و از بین بردن جنگل های طبیعی است . رشد محصولات دامی در فروشگاه ها در کشورهای در حال توسعه از بالا ترین میزان برخوردار می باشد ، مناطقی که جنگل های بارانی در آن ها به طور نرمال حداقل 200 تن کربن را در هر هکتار از زمین ذخیره می کنند . درجایی که جنگل ها به آرامی با چمنزار ها جایگزین شده اند و گنجایش کربن در هر هکتار آن بر حسب تن به عدد 8 کاهش یافته است .

به طور متوسط هر هکتار از چراگاه ها فقط برای تغذیه یک 20 راس گاو کفایت می کند ، که حجم کربن این تعداد به اندازه قسمت کوچکی از یک تن است . در مقایسه ، ممکن است در طی دوره ای کوتاه مقداری بیش از 200 تن کربن ذخیره شده در هر هکتار ، به دلیل قطع شدن ، سوزانده شدن و یا پاکسازی جنگلها و دیگر گیاهان آزاد و در هوا منتشر شود . علاوه بر این ، با انتشار گازهای گلخانه ای بیشتر از بازدم و مدفوع احشام ، امکان آزاد و منتشر شدن 200 تن کربن دیگر به ازای هر هکتار وجود دارد . بنابراین هر گونه ای از احشام ، قلک های کوچکی از کربن را به عنوان جایگزینی برای ذخایر عظیم کربن در خاک ها و جنگل ها فرآهم می آورند . اما اگر تولید احشام و یا خوراک برای آن ها به پایان برسد ، بیشتر جنگلها احیا شده و از نو خواهند رویید . توجه اصلی در تلاش برای کاهش گازهای گلخانه ای بیشتر بر روی کم کردن انتشار ها معطوف بوده است ، در حالیکه حجم عظیمی از توان جذب کربن توسط درختان نادیده گرفته می شود ( در حالی که توانایی این روش در کاهش مقدار گازهای گلخانه ای سریع و ارزان می باشد) .
فائو انتشارات وابسته به تغییرات در کاربرد زمین به دلیل به وجود آمدن صنعت دامداری را محاسبه می کند ولی این محاسبات تنها شامل حجم کوچکی از گازهای گلخانه ای ناشی از تغییرات سالانه می باشد . جای تعجب است که فائو حجم بسیار بزرگتری از کاهش سالانه گازهای گلخانه ای حاصل عمل فتوسنتز گیاهان را در نظر نگرفته است ، که البته در آینده ای نزدیک این مقدار کاهش ها با استفاده 25 درصدی از زمین های سرتاسر دنیا برای چرای احشام و 33 درصد زمین ها برای کاشت خوراک دامی و به خاطر نبود فرصت برای احیا و از نو جوانه زدن جنگل ها بسیار ناچیز خواهد بود . اما رها کردن مقدار قابل توجهی از زمین های گرم و استوایی در حال استفاده برای چرای احشام و کاشت خوراک دامی با هدف از نو احیا شدن این زمین ها به صورت جنگل های گرمسیری ، به طور بالقوه باعث کم شدن مقدار گازهای گلخانه ای به اندازه نیمی از مقدار کنونی و یا حتی بیشتر خواهد شد .دلیل اصلی برای محقق نشدن این امر این است که اصلاح و مرمت زمین های مصرف شده برای چرای احشام و تولید خوراک هنوز از اولویت چندانی برخوردار نیست ، در مناطق برون شهری مزارع تولید خوراک و زمین های چرا تا درون جنگل ها نیز بسط و گسترش یافته اند .
فرض کنید که زمین ها در عوض مورد استفاده قرار گرفتن برای چرا و کشت خوراک ، برای تولید غلات جهت تغذیه مستقیم مردم و تهیه زیست سوخت ها ( سوخت های حاصل از بقایای زیستی مثل بقایای گیاهی) استفاده می شدند . این زیست سوخت ها می توانند جایگزین نیمی از سوخت های زغال دنیا که مسئول انتشار سالانه 3340 میلیون تن گاز دی اکسید کربن می باشند ، شده و باعث کاهشی قابل توجه در میزان انتشارات گاز های گلخانه ای شوند . چنان چه میزان گازهای گلخانه ای ارزیابی شده در این مقاله را در نظر نگیریم، این میزان انتشار ذکر شده نشان دهنده 8 درصد از کل موجودی گازهای گلخانه ای دنیا می باشد ولی با در نظر گرفتن این مقادیر ارزیابی شده این میزان برابر با 6/5 درصد می باشد . اگر بقایای زیستی خوراک ها به دقت انتخاب و فرآیندسازی شوند ،آنگاه زیست سوخت ها می توانند در هر واحد انرژی بازدهی برابر با 80 درصد گاز گلخانه ای کمتر نسبت به سوخت های زغالی داشته باشند . بنابراین انتشارات اضافی حاصل از استفاده زمین برای احشام و خوراک می تواند برابر با 2672 میلیون تن گاز دی اکسیدکربن و یا 2/4 درصد از مجموع انتشارات سالانه گازهای گلخانه ای باشد .
با در نظر گرفتن این دو سناریوی محتمل ، حداقل 2/4 درصد از گازهای گلخانه ای سرتاسر دنیا باید به عنوان انتشارات ناشی از استفاده زمین ها برای چرای دام ها و کشت خوراک مصرفی آنها در نظر گرفته شود .

متان .

طبق گزارشات فائو ، 37 درصد از گاز متان ایجاد شده به دلیل مداخله انسان در طبیعت مربوط به صنعت دامداری می باشد . اگرچه گاز متان نسبت به دی اکسید کربن تاثیر بسیار بیشتری در گرم شدن زمین دارد ، ولی دوره فعال بودن آن در جو اتمسفر تنها 8 سال می باشد در حالی که دوره زندگی و یا فعالیت گاز دی اکسید کربن حداقل برابر با 100 سال است . در نتیجه کاهش قابل توجه در پرورش احشام در سرتاسر جهان ، در مقایسه با روش های کاهش دهنده مانند استفاده از انرژی های تجدید شدنی و بازده انرژی ، باعث کاهش نسبتا سریعتری در میزان گازهای گلخانه ای خواهد شد .
ظرفیت گازهای گلخانه ای برای به دام انداختن گرما در اتمسفر ، با پتانسیل گرم کردن جهان تعیین می شود و توان گرمایی گازهای مختلف را با توان گرمایی گاز دی اکسید کربن مقایسه می کند ( برای معیار سنجی عدد 1 برای گاز دی اکسید کربن تعیین شده است ) . رقم تازه و قابل قبول برای توان گرمایی گاز متان عدد 25 برای بازه زمانی برابر با 100 سال می باشد ولی این عدد در بازه زمانی 20 سال برابر با 72 است . بازه زمانی کوتاه تر بسیار مناسب تر است و باید بیشتر به آن توجه کرد ، هم به دلیل تاثیرات بیشتری که کاهش انتشار گاز متان می تواند در طی 20 سال داشته باشد و هم به خاطر اینکه اگر نتوانیم به کاهش قابل توجهی از میزان گازهای گلخانه دست یابیم می توان انتظار داشت که در طی این 20 سال شرایط آب و هوایی وخیم و خطرناکی رخ دهد . سازمان بین دولتی تغییرات آب و هوایی از بکار بردن بازه زمانی 20 ساله برای گاز متان پشتیبانی و حمایت می کند . فائو ارزیابی می کند که احشام در سال 2004 به دلیل تخمیر روده ای و کود های کشاورزی ، مسئول انتشار 103 میلیون تن گاز متان بوده اند که این میزان گاز متان معادل با 2369 میلیون تن گاز مشابه دی اکسید کربن می باشد . این مقدار برابر با 7/3 درصد از کل گازهای گلخانه ای محاسبه شده با استفاده از توان گرمایی منسوخ شده و قدیمی ، یعنی عدد 23 می باشد که فائو نیز از آن استفاده می کند . با استفاده از توان گرمایی برابر عدد 72 ، گاز متان منتشر شده توسط احشام مسئول به وجود آمدن 7416 میلیون تن گاز مشابه دی اکسید کربن و یا 6/11 درصد از کل گازهای گلخانه ای دنیا می باشد . بنابراین استفاده از بازه زمانی مناسب 20 ساله به جای بازه زمانی 100 ساله برای گاز متان ، باعث افزایش مقدار کلی گازهای گلخانه ای مربوط به محصولات دامی از 5047 میلیون تن گاز دی اکسید کربن یا 9/7 درصد از گازهای گلخانه ای به مقادیر ذکر شده می شود . کارها و تلاش های بیشتری مورد نیاز است تا انتشار گازهای متان را تحت قائده و اصول معینی قرار دهیم، البته به جز آن هایی که مربوط به تولیدات دامی بوده و از بازه زمانی 20 سال برای کم کردن این انتشارها استفاده می شود .

سایر منابع .

چهار مقوله اضافی از منایع گازهای گلخانه ای که منجر به انتشار حداقل 5560 میلیون تن گاز دی اکسید کربن ( 7/8 درصد انتشارات گازهای گلخانه ای ) می شوند ،از طرف سازمان فائو مورد چشم پوشی قرار گرفته و جزو موجودی جهانی از گازهای گلخانه ای محسوب نشده اند :
(1) ، مقاله سایه بلتد احشام به آمار سال 2002 فائو به عنوان منبع اصلی برای تخمین 18 درصدی خود توجه دارد و در تخمین های خود از این آمار و ارقام ها استفاده می کند . از سال 2002 تا 2009 میزان جهانی محصولات دامی بر حسب تن از 12 درصد افزایش برخوردار بوده است ، که مطمئنا باعث افزایشی متناسب در انتشارات گازهای گلخانه ای نیز شده است . از طریق نتایج به دست آمده از برآوردها و تخمین های فائو و همچنین برآوردهای صورت گرفته توسط خود ما ، اینچنین محاسبه می کنیم که افزایش جهانی به وجود آمده در محصولات دامی از سال 2002 تا سال 2009 مسئول خروج 2560 میلیون تن گاز مشابه دی اکسید گربن و یا 4 درصد گازهای گلخانه ای می باشد .

(2)، فائو و دیگر سازمان ها اشتباهات مکرر محاسباتی در آمار رسمی مربوط به هر دو منبع احشام روستایی و صنعتی را ملاک ارزیابی های خود قرار داده اند . مقاله سایه بلند احشام نه تنها از هیچ فاکتور اصلاحی برای تصحیح این گونه اشتباهات در محاسبات استفاده نمی کند بلکه در برخی قسمت ها دقیقا از ارقام کمتری نسبت به آنچه در آمار فائو و دیگر سازمان ها به آن اشاره شده ، استفاده می کند . برای مثال مقاله سایه بلند احشام گزارش می کند که در سال 2002 ، 33 میلیون تن از ماکیان در سرتاسر جهان تولید شده اند ، در حالی که چشم انداز غذایی سازمان فائو در گزارش آپریل سال 2003 میلادی میزان تولید جهانی ماکیان در سال 2002 را 9/72 میلیون تن اعلام کرد . همچنین این مقاله گزارش می کند که در سال 2002 ، میزان پرورش جهانی احشام برابر 7/21 میلیارد راس بوده ، در حالیکه در هر یک از سال های 2000 تا 2002 ، این رقم طبق گزارشات سازمان های غیر دولتی برابر با حدود 50 میلیارد راس می باشد . اگر ارقام صحیح نزدیک به عدد 50 میلیارد باشد تا عدد 7/21 میلیارد ، در آن صورت درصد جهانی گازهای گلخانه ای مربوط به انتشارات بشمار نیامده حوزه احشام در ارقام رسمی احتمالا بیش از 10 درصد می باشد .

(3) ، فائو از اسنادی برای جنبه های مختلف منابع گازهای گلخانه ای مرتبط با احشام استفاده می کند که به سال های 1964 ، 1982 ، 1993 ، 1999 و 2001 برمی گردد . امروزه میزان انتشارات بسیار بیشتر خواهد بود .

(4) ، فائو به مینه سوتا Minnesota به عنوان یک منبع اطلاعاتی قوی استناد می کند . ولی اگر این داده ها و اطلاعات به صورت جهانی تعمیم یافته باشند می توان گفت که مقادیر صحیح اظهار و بیان نشده اند ، چون عملکردها در مینی سوتا بسیار موثرتر و کارآمدتر از اعمال صورت گرفته در کشورهای درحال توسعه ای می باشد که حوزه احشام در آن ها با سرعتی باورنکردنی در حال رشد است .

بالاخره ، ما باور داریم که فائو از برخی انتشارات مربوط به بخش هایی غیر از بخش احشام ، چشم پوشی کرده است . این انتشارها باعث خروج دست کم 3000 میلیون تن گاز مشابه دی اکسید کربن و یا 7/4 درصد از خروج جهانی گازهای گلخانه ای می شوند .
ابتدا ، فائو اظهار می کند که قطع درختان جنگلی در رابطه با صنعت دامداری ، به طوری که به عنوان مثال از کشور آرژانتین گزارش شده است ، در محاسبات انتشار گازهای گلخانه ای این کشور قرار نگرفته و به حساب نیامده است . دوم اینکه ، فائو ماهی پرورشی را از تعریف خود از حوزه احشام حذف کرده و بنابراین میزان گازهای گلخانه ای منتشر شده از چرخه زندگی و زنجیره غذایی آن ها را به شمار نیاورده است . به علاوه این سازمان خروج گازهای گلخانه ای از بخش های ساختمانی و کاربردی صنایع در دریا و همچنین خشکی ها را که به بهره برداری و صید موجودات دریایی مناسب جهت خوراک دامی اختصاص داده شده اند را نیز در محاسبات خود نگنجانده است ( بیش از نیمی از صید سالانه موجودات دریایی صرف خوراک دامی می شود) .
نهایتا ، فائو میزان فابل توجهی از گازهای گلخانه ای مربوط به جنبه های مختلف محصولات دامی را به حساب نیامده باقی گذاشته است که در ادامه به این جنبه ها و راه کارهایی در جهت کاهش محصولات دامی اشاره خواهیم کرد :

فلوروکربن ( برای خنک سازی محصولات دامی ) ، که توان گرمایی جهانی آن چندین هزار برابر بیشتر از گاز دی اکسید کربن می باشد .

پخت و پز که به طوری ویژه شامل دمای بالا و دوره پخت طولانی تری برای گوشت می شود و در کشورهای در حال توسعه حجم زیادی از زغال چوب ( که با مصرف درختان باعث کاهش منابع جذب دی اکسید کربن می شود ) و نفت سفید را شامل می شود که هرکدام باعث منتشر شدن سطوح بالایی از گازهای گلخانه ای می شوند .

به وجود آمدن حجم اجتناب ناپذیر و زیادی از ادرار احشام و زائدات محصولات دامی در اشکال مختلفی همچون استخوان ، چربی و فرآورده های فاسد شده که همه آن ها با انباشته شدن در گورستان های زباله ، کوره هایی برای سوزاندن زائدات و نیز آبراه ها باعث انتشار حجم عظیمی از گازهای گلخانه ای می شوند .

تولید ، توزیع و مصرف محصولات فرعی مانند چرم ، پر ، پوست ، خز و بسته بندی آن ها .

تولید ، توزیع و مصرف بسته بندی هایی که برای ارائه محصولات دامی استفاده می شوند ، که به دلایل بهداشتی ، برای محیط زیست بسیار مضر تر از خود محصولات دامی می باشند .

معالجات پزشکی با کربن فعال (مورد استفاده در داروسازی) ، برای میلیون ها مورد جهانی از بیماری های واگیردار مانند آنفولانزای خوکی و بیماری های مزمن و مرگ آور از قبیل انسداد شریان های قلبی ، سرطان ها ، دیابت ها و فشار خون منتهی به سکته ها همه بامصرف فرآورده های دامی در ارتباط هستند .

محاسبه کامل میزان گازهای گلخانه ای مرتبط با محصولات دامی ، قسمت هایی از ساختار و عملکرد صنایع پزشکی و دارویی که برای درمان این بیماری ها تلاش می کنند را نیز مورد پوشش قرار خواهد داد .

آرام نمودن تغییرات آب و هوایی
مهمترین عامل خطرناک برای تغییرات آب و هوایی رشد جمعیت انسانی است ، که این رشد بین سال های 2006 تا 2050 حدود 35 درصد پیشبینی شده است . در دوره ای مشابه ، سازمان فائو پیشبینی کرده است که تعداد کل احشام در سرتاسر جهان دوبرابر خواهد شد و در نتیجه انتشارات گازهای گلخانه ای مربوط به این بخش نیز تقریبا دو برابر خواهد شد ( شاید کمی کمتر افزایش یابد ، البته به شرطی که همه توصیه ها و پیشنهادات فائو به طور کامل پیاده و اجرا شوند ) ، در حالی که در آینده انتظار می رود تا میزان خروجی گازهای گلخانه ای از دیگر صنایع به طور گسترده ای کاهش یابد . این افزایش جمعیت موجب می شود تا میزان انتشارات مربوط به احشام تا حد دور از انتظاری بسیار بدتر و وخیم تر از سطح خطرناک امروزی باشد . این به آن معنا می باشد که به جای اینکه یک محصول گوشتی را با محصول دامی دیگر که اثر کربنی کمتری دارد جایگزین کنیم ، بایستی یک استراتژی موثر و کارآمد با راهکارهای بهتر را جایگزین محصولات دامی کنیم .
از طریق استفاده از انرژی های تجدید شدنی و کارایی های انرژی ، بدنه ای اساسی از تئوری ها ، باورها و همچنین منافع مقرر در پیرامون نظریه تسکین و کاهش تغییرات آب و هوایی به وجود آمده است . اگرچه پس از طی سال های زیادی از مذاکرات و تلاش های کاربردی بین المللی بر روی موضوع آب و هوا ، تنها میزان نسبتا کمی از انرژی های تجدید شدنی و کارآیی های انرژی توسعه یافته اند (در کنار پیدایش انرژی هسته ای و فسیلی بیشتر ) . از زمانی که پروتوکل کیوتو امضا شد انتشار گازهای گلخانه ای افزایش یافته و تغییرات آب و هوایی نیز تسریع شده و شتاب یافته است . هرچه قدر هم مطلوب و خوش آیند ،حتی پیشرفت عمده و اساسی در جایگزینی برای انرژی های غیر قابل تجدید نیز باعث مرتفع شدن و کنار گذاشتن اقدامات مهم برای کاهش حجم عظیمی از انتشارات گاز دی اکسید کربن مرتبط با احشام نخواهد شد .
اقدام برای جایگزین کردن محصولاتی دیگر به جای محصولات دامی نه تنها باعث کاهش سریع میزان گازهای گلخانه ای موجود در اتمسفر خواهد شد بلکه می تواند بحران غذایی و آبی پیش رو را نیز آرام کرده و برگشت دهد . اگر توصیه ها و پیشنهادات داده شده دنبال می شدند می توانستیم به هدف کاهش حداقل 25 درصدی در تولیدات جهانی احشام طی دوره ای تا سال 2017 دست یابیم ، سالی که پایان دوره تعهدات برای مباحث مطرح شده در کنفرانس آب و هوایی ملل متحد می باشد که در دسامبر سال 2009 در شهر کپنهاگن برگزار شد . این امر باعث کاهش 5/12 درصدی در انتشارات جهانی گازهای گلخانه ای می شد که تقریبا برابر با میزان کاهشی است که انتظار می رفت در کنفرانس گپنهاگن مورد بررسی و مذاکره قرار گیرد .
به دلیل فوریت موضوع کاهش تغییرات آب و هوایی ، بر این باوریم که که پیشنهاد اعمال تغییرات مستقیما به خود صنایع بسیار موثر تر از پیشنهاد تغییر در خط مشی ها و سیاست ها به دولت ها می باشد و اینکه منتظر بمانیم تا ببینیم که آیا روزی این پیشنهاد منجر به تغییر در صنایع خواهد شد یا خیر . حتی اگر صنایع و سرمایه گزاران بتوانند با جلب توجه و علاقه مندی مصرف کنندگان و سهام داران در کوتاه مدت ترقی کرده و پیشرفت نمایند باز هم به نظر می آید که با توجه به شرایط و تغییرات آب و هوایی در معرض خطرات و ریسک های دراز مدتی قرار خواهند گرفت .
گازهای گلخانه ای مرتبط با حوزه احشام می تواند با تحمیل مالیات کربنی توسط دولت مدریت شود ( مالیات برای تولید کربن ) ، در این صورت رهبران صنایع غذایی و سرمایه گذاران به دنبال فرصت هایی خواهند بود که تولید کربن خود را کاهش دهند . در واقع ، حتی اگر چنین مالیات هایی وضع نشود این صنایع باید به دنبال بهره برداری و سود بری از این موقعیت ها باشند ، چون انتشارات گازهای گلخانه ای ناشی از حوزه احشام ریسکی بزرگ برای خود این صنایع غذایی به شمار می رود . چنین پیش بینی می شود که در هم گسیختگی و آشفتگی رویدادهای آب و هوایی تهدیدی برای بازارهای توسعه یافته باشد و در نتیجه خسارت ها و زیان های زیادی را برای بازارهای نوظهور و تازه پا به همراه خواهد داشت ، بازارهایی که در شرایط مطلوب آب و هوایی به بیشترین میزان رشد دست خواهند یافت .
فرصت ها
یک شرکت غذایی خصوصی حداقل سه انگیزه و مشوق برای پاسخگویی به فرصتها و موقعیت های قابل اجرا در صنایع غذایی همگانی دارد . انگیزه اول این است که در حال حاظر شرکت های غذایی خصوصی از رویدادهای آب و هوایی مختل کننده رنج می برند ، بنابراین سود و منفعت شرکت ها در این خواهد بود که در جهت کاهش تغییرات آب و هوایی و آرام نمودن آن اقدام کنند . در مناطق تحت تاثیر واقع شده ، انتظار می رود که رویدادهای مختل کننده جوی نه تنها باعث ایجاد اختلال و تنزل در بازارهای صنایع غذایی شود بلکه می تواند زیرساخت ها و توانایی این بازار ها در بهره وری را نیز تحت تاثیر قرار دهد . برای مثال همه این خطرات با بروز طوفان کاترینا در منطقه نیواورلان در سال 2005 اتفاق افتاد و گزارش شد که بازار سراسری غذا در آن سال به دلیل بسته شدن فروشگاه های آسیب دیده در منطقه نیواورلان و از دست دادن فروش ها و هزینه های نوسازی و تعمیرات مغازه های آسیب دیده متحمل خسارتی برابر با 5/16 میلیون دلار آمریکا شد . با توجه به شدت و تناوب این حوادث در سر تا سر جهان انتظار می رود تا خطر ها و ریسک های بدتر و فجیع تری توسط رویدادهای شدید آب و هوایی در آینده رخ دهد .
انگیزه دوم به دلیل احتمالات پیش رو به وجود می آید ، اگر یک مرتبه بحران اقتصادی موجود رفع شود تقاضا برای نفت تا سطحی افزایش می یابد که به دلیل کاهش نهایی در تولید نمی توان پاسخگوی این تقاضا ها بود (پدیده اوج استخراج نفت) . قیمت مواد نفتی با سرعتی زیاد افزایش خواهد یافت به طوری که باعث فرو ریختن و سقوط بیشتر بخش هایی از اقتصاد امروزی خواهد شد . محصولات دامی صدمات و ضربه های بیشتری دریافت خواهند کرد ، چون تولید هر گرم از زیست سوخت های گیاهی می تواند جایگزینی مناسب برای سوخت های مرسوم باشد و به احتمال زیاد برای دفع بلایا و فاجعه های اقتصادی تولید خواهد شد . در حوزه های اقتصادی و دامی پیش بینی شده است که اوج استخراج نفتی در طی چند سال آتی می تواند حوزه احشام را به نابودی و سقوط بکشاند . جلو بودن و پیشی گرفتن در رقابت ها دلیل دیگری برای رهبران صنایع غذایی می باشد تا سریعا محصولات دامی را با راهکار ها و محصولات بهتر جایگزین کنند .
انگیزه سوم این است که یک شرکت غذایی می تواند محصولات دیگری را به جای محصولات دامی تولید کرده و به فروش برساند که طعم مشابه و یکسانی بامحصولات دامی داشته و از طرف دیگر از پخت راحت تر با زمان کوتاه تر برخوردار بوده و در یک جمله ارزان تر ، سالم تر و بسیار بهتر از محصولات دامی هستند . این محصولات ، مشابه محصولات دامی هستند و از جمله آن ها می توان به گوشت سویا و گوشت به دست آمده از پروتئین گیاه گندم و همچنین شیر ، پنیر ، و بستنی تهیه شده از سویا و یا برنج اشاره کرد .
طبق اظهارات شرکت Soyfoods Association of North America، در سال 2007 فروش محصولات سویا در کشور آمریکا در مجموع برابر با 9/1 میلیارد دلار بوده است که بالاتر از میزان فروش 7/1 میلیارد دلاری در سال 2005 می باشد . در مقایسه ، فروش محصولات گوشتی در آمریکا ( که گوشت ماکیان را نیز شامل می شود ) در سال 2007 برابر با 100 میلیارد دلار می باشد . این نسبت 9/1 به 100 به معنای وجود فرصت و مجال بیشتر برای رشد و پیشرفت در فروش محصولات مشابه گوشتی و لبنی است . هم اکنون محصولات مشابه گوشت و لبنیات در سرتاسر کشورهای در حال توسعه به فروش می رسد و در طی سال های اخیر میزان فروش این محصولات در آمریکا افزایش یافته است . بنابراین برای شروع تلاش ها در جهت افزایش فروش این محصولات در کشورهای در حال توسعه نیازی نیست که ابتدا منتظر تلاش ها و اقدامات مشابه برای موفقیت فروش در کشورهای پیشرفته باشیم . به طور بالقوه ، بازار فروش محصولات مشابه گوشتی و لبنی در سرتاسر دنیا تقریبا به وسعت و بزرگی بازار فروش محصولات دامی می باشد .
بازار فروش این محصولات برای شرکت های ارگانیک بزرگ بسیار جذاب خواهد بود . این شرکت های بزرگ می توانند شرکت های زیرمجموعه کوچکتری را دایر کنند تا محصولات مشابه گوشتی و لبنی را به فروش برسانند ، این شرکت ها حتی می توانند فروش انحصاری محصولات گوشتی و یا محصولات لبنی را در اختیار داشته باشند . شرکت های کوچکتر می توانند در طی چندین سال تولید و فروش این محصولات را به میزان قابل توجهی افزایش دهند ، البته همراه با سرمایه ای معقول که با سود آوری بسیار مناسب در مقایسه با مبلغ سرمایه گذاری شده همراه خواهد بود . در فرآیند تولید محصولات مشابه گوشتی و لبنی میزان گاز گلخانه ای بسیار ناچیزی منتشر می شود ( برخلاف تولیدات دامی که مسبب انتشار میزان زیادی از گازهای گلخانه ای مانند گاز دی اکسید کربن و متان ، ناشی از بازدم حیوانات و استفاده از زمین ها برای کاشت خوراک و چرای دام ها می باشند ) و این محصولات در مقایسه با محصولات دامی ، تنها بخش بسیار کوچکی از گازهای گلخانه ای را تولید می کنند . بنابراین درآمد های اضافی از فروش اعتبارات کربنی ( یک دوره عمومی برای هر گواهینامه تجاری به منظور اجازه صدور یک تن از گاز های گلخانه ای) می تواند برای کاهش انتشارات گازهای گلخانه ای صرف شود که البته این اقدامات با به وجود آمدن بازاری مناسب برای محصولات مشابه در برابر محصولات دامی میسر خواهد شد .
وقتی محصولات مشابه خرد شوند ، داخل نان قرار بگیرند و با چاشنی ها ، ادویه ها و سس ها مصرف شوند و یا به گونه ای درست فرآوری شوند ، دیگر نمی توان آنها را از محصولات گوشتی و لبنی دامی تشخیص داد . بنابر این بهترین و کم خطرترین استراتژی برای یک شرکت عرضه کننده محصولات مشابه این خواهد بود که در بازار داغ فروش فست فود ها محصولاتی مانند سویا برگر ، محصول فرآوری شده سویا شبیه به گوشت جوجه ، ساندویچ های مختلف و بستنی با شیر سویا را به بازار فروش عرضه کند . اگر رشد این فست فودهای زنجیره ای سریع باشد ، شرکت های غذایی دیگر نیز وسوسه خواهند شد تا از روی پیشنهاد دهندگان و حرکت های قبلی نسخه برداری کنند .
اگر تولید محصولات مشابه گوشت و لبنیات به طور قابل توجهی افزایش یابد در آن صورت هزینه ها کاهش خواهد یافت و این یک مزیت اساسی و مهم برای تسکین بحران اقتصادی موجود می باشد که در بسیاری از کشورها به قوت خود باقی است . کاهش هزینه ناشی از صرفه جویی اقتصادی و افزایش رقابت در میان تولید کنندگان این محصولات می باشد و البته دلیل دیگر این است که روغن سویا ماده اصلی و عمده biodiesel یا زیست سوخت است (یک نوع سوخت تجدیدپذیر و تجزیه‌پذیر است که از روغن گیاهی و یا چربی حیوانی به دست می‌آید. این سوخت را می‌توان با گازوئیل مخلوط و در خودروهای گازوئیل سوز به‌کار برد. نتیجه‌های مثبت بکار بردن biodiesel در کاهش آلودگی هوا از سوی سازمان‌های معتبر جهانی تایید شده است) . رو برو شدن با تقاضاهایی زیاد و قابل توجه برای بایودیزل باعث خواهد شد تا میزان مازادی از خوراک سویا تولید شود ، که نه تنها محصول فرعی روغن سویا است بلکه یکی از مواد خام مورد نیاز برای بیشتر محصولات مشابه گوشت و لبنیات می باشد . مازاد موجودی خوراک سویا به طور قابل توجهی باعث پایین آمدن قیمت این محصولات مشابه خواهد شد .
برای مصرف کنندگانی که محصولات مشابه گوشت و لبنیات را دوست ندارند گیاهان خوردنی و غلات سرشار از پروتئین راه کار و محصول جایگزین مناسبی می باشد . البته انتخاب های دیگری نیز وجود دارد ، گزینه دیگر گوشت مصنوعی می باشد که در آزمایشگاه ها و از طریق سلول های گرفته شده از دام ها کشت می شوند و در برخی مناطق با نام گوشت in vitro شناخته می شوند . تعدادی آزمایش در این زمینه صورت گرفته و حق امتیاز این محصول نیز ثبت شده ولی تولید و تجاری شدن این محصول برای چندین سال قطع بود و اخیرا دوباره از سر گرفته شده است . حال سوال این است که آیا گوشت in vitro می تواند با محصولات مشابه گوشت و لبنیات بر سر قیمت و طعم و مهمتر از همه سلامت و آثار زیست محیطی رقابت کند .

بازاریابی
رسیدن به رشدی که در بالا مورد بحث بود نیازمند سرمایه گذاری قابل توجهی در بازاریابی خواهد بود ، به خصوص به این دلیل که محصولات مشابه گوشت و لبنیات برای بسیاری از مصرف کنندگان تازگی خواهد داشت . یک تبلیغ موفق از مطالب منفی اجتناب کرده و بر نکات و مطالب مثبت تاکید می کند . به عنوان مثال پیشنهاد این که هفته ای یک روز گوشت خورده نشود ، نوعی محرومیت و فقدان را به انسان تلقین می کند . در عوض تبلیغ باید بر اساس موضوع خوردن محصولات غذایی برای همه روزهای هفته باشد که خوشمزه ، راحت برای آماده شدن بوده و حاوی غذاهایی مقوی مانند سویا باشند که زندگی آنها را سرشار از مواد مغذی خواهد کرد .وقتی مردم پیام های جذابی درباره غذا می شنوند ، به طور ویژه به کلماتی که پیام آور راحتی ، آشنایی ، شادی ، سرعت ، قیمت کم و محبوبیت باشد گوش داده و توجه می کنند . برای نتیجه بخش بودن این تلاش ها چندین مطلب دیگر نیز باید مورد توجه قرار گیرد تا یک تبلیغ بازاریابی موثر فرآهم شود .
مصرف کنندگان با جایگزین کردن محصولات مشابه به جای محصولات دامی می توانند به طور دسته جمعی قدمی مشترک برای کاهش منابع گازهای گلخانه ای بردارند . طبقه بندی کردن محصولات مشابه گوشتی و لبنی یا ادعا های تضمین شده در مورد کاهش حجم زیادی از گازهای گلخانه ای به طور قابل توجهی می تواند مصرف کنندگان را به خرید این محصولات تحریک کند .
محصولات مشابه ارزانتر ، دارای زائدات کمتر ، آسانتر برای پخت و سالم تر از محصولات دامی هستند .
محصولات مشابه گوشت و لبنیات می تواند در جایگاه و موقعیتی بالاتر از محصولات دامی قرار بگیرد ، به طوری که این جذابیت برای مصرف کنندگان یکسان باعث تشویق آنها برای خرید دیگر محصولات مشابه نیز می شود .
در کشورهای درحال توسعه مصرف گوشت و لبنیات هر نفر پایین تر از میزان مصرف فردی در کشورهای توسعه یافته است ، مصرف کنندگان همیشه به محصولات گوشتی و لبنی به عنوان قسمتی از یک رژیم غذایی بهتر و زندگی بهتر می نگرند و هنوز اطلاعات کافی و درستی از آثار مضر این محصولات ندارند . باز هم محصولات مشابه گوشت و لبنیات می توانند نتایج و آثار بسیار بهتری را در بر داشته باشند بخصوص وقتی با اینگونه نیت ها و انگیزه ها مورد تجارت و فروش قرار بگیرند .
طبق نکات بدست آمده از سابقه و پیشینه کسب و کارهای مربوط به محیط زیست ، مناسب ترین هدف تبلیغات دوست داران محیط زیست می باشند ، بر این اساس که خوردن محصولات مشابه گوشت و لبنیات بهترین راه مبارزه با تغییرات آب و هوایی است . انتظار می رود که این افراد این پیام ها را به افراد دیگر نیز منتقل کنند و شاید باعث شوند که این محصولات در نشست های مربوط به گازهای گلخانه ای که در آنها شرکت می کنند استفاده شود و این بهترین تبلیغ می باشد .
احتمالا مستعدترین افراد برای دریافت پیام های مربوط به غذاها و فست فودهای جدید کودکان می باشند ، کسانی که آماده و مستعد ایفای نقش در تبلیغات بوده ، رفتارهای عادتی شده کمتری نسبت به بزرگسالان داشته و اغلب در جستجوی دریافت آموزش های جدید هستند . والدین اغلب به دلیل اصرار و سماجت کودکانشان غذاهای فست فود و فرآورده های غذایی دیگر را مصرف می کنند . در حال حاظر کودکان به طور زیادی در مدارس در مورد تغیرات آب و هوایی آموزش می بینند و به دنبال فعالیت هایی هستند که به آن ها اجازه دهد هر آنچه را که آموخته اند آزمایش و تجربه کنند . با وجود خطرات آب و هوایی شدید و زیاد ناشی از محصولات دامی ، همچنان کودکان هدف اصلی در بازاریابی و تبلیغات برای محصولات دامی هستند . برای تصحیح کردن این گونه خطاها توجهات باید بیشتر بر روی تغییر استانداردهای اجرایی در بازاریابی و تبلیغ برای کودکان باشد . در هر حال بازاریابی و تبلیغ محصولات گوشتی و لبنی برای کودکان باید در اولویت قرار بگیرد .
علاوه بر این شرکت های غذایی می توانند محصولات مشابه گوشتی و لبنی خود را با اتحاد و همکاری دیگر شرکت ها به فروش برسانند . آن ها می توانند با مدارس ، دولت ها و سازمان های غیر دولتی کار کرده و از آن ها سفارش دریافت کنند . افراد دوستدار محیط زیست با مهارت های مناسب و مرتبط می توانند در اداره و نظارت مداوم بر روی منابع گازهای گلخانه ای مربوط به محصولات دامی و همچنین محصولات مشابه مشارکت داشته باشند . سیاستمداران و افراد مشهور و نامدار می توانند به طور داوطلبانه برای سخنرانی عمومی برای مشتریان نام نویسی کرده و آن ها را به انتخاب محصولات جایگزین فرآورده های دامی تشویق کنند .
ما پیشنهاد می کنیم که وقتی فروشندگان به فکر چیدن قفسه ها برای محصولات جدید هستند ( برای تعیین مساعد ترین و بهترین قفسه ها ) ، بهتر است تا محصولات مشابه را در کنار محصولات گوشتی و لبنی بچینند . این امر باعث می شود که محصولات مشابه در معرض دید مصرف کنندگان زیادی قرار بگیرد که در قفسه های دور محصولات دامی ممکن است هیچگاه دیده نشوند ، به این صورت می توان افزایش میزان فروش آن ها را تسهیل کرده و به آن سرعت بخشید . این باعث دستیابی به نتایج بسیار خوبی در فروش خواهد شد که معمولا هنگامی رخ می دهد که فرم های گوناگون و متعددی از یک محصول در قفسه ها و در معرض دید مصرف کنندگان قرار بگیرد . زمانی که محصولات مشابه نسبت به محصولات دامی ارزانتر هستند ، چیدن آن ها در کنار هم می تواند نفع و سود بیشتری برای فروشنده داشته باشد. اگر مصرف کنندگان در مقایسه این دو محصول در کنار هم ، به دلیل ارزانتربودن محصولات مشابه را انتخاب کنند ، پس این قفسه چینی به فروشندگان نیز کمک خواهد کرد تا در این برحه از بحران اقتصادی ، فروش کلی خود را در سطح بالایی نگه دارند .

منابعی برای سرمایه گذاری
یک شرکت با برنامه ریزی دقیق برای افزایش فروش محصولات مشابه گوشتی و لبنی ، به احتمال زیاد به دنبال جذب سرمایه تجاری مناسب و کافی از طریق سرمایه گذارانی است که به دنبال فرصت هایی برای سرمایه گذاری در مراکز و شرکت هایی هستند که به کمک جهت تقلیل تغییرات آب و هوایی متعهد باشند . این شرکت ها همچنین می توانند از سرمایه گذاری های انحصاری انجام شده از طریق موسسات مالی توسعه یافته و صندوق های مالی مربوط به بخش آب و هوا استفاده کنند . برای افزایش سرمایه گذاری ها بر روی این محصولات باید آگاهی و اطلاعات سرمایه داران را نسبت به محصولات مشابه گوشتی و لبنی بالا برد . می توان به سرمایه داران نشان داد که اجتناب از سرمایه گذاری های جدید در تولید فرآورده های گوشتی و لبنی به نفع آن ها بوده و در عوض می توانند بر روی محصولات مشابه که هم دارای سود بیشتر و هم زیان زیست محیطی کمتر می باشند سرمایه گذاری کنند . در مقایسه با پروژه های نیرو و حمل و نقل ، پروژه های تولید محصولات مشابه می توانند به سرعت تکمیل شده و به مرحله اجرایی شدن برسند ، و با سطوح تقریبا پایینی از افزایش سرمایه گذاری ها ، حجم بیشتری از کاهش گازهای گلخانه ای و سرعت بیشتر در بازگشت سرمایه همراه هستند .
سرمایه گذاری های صورت گرفته برای کاهش و تقلیل میزان گازهای گلخانه ای ، اغلب بر روی انرژی های تجدید شدنی برای استفاده در بخش های نیرو و حمل و نقل متمرکز بوده است . در حالی که زیر بنا سازی انرژی های تجدید پذیر هم چرخه تولید پیچیده و طولانی دارد و هم این که پاسخگوی تقاضاها و نیازهای گسترده فردی نیست . بهبود ناوگان حمل و نقل و نیروگاه های برق نیازمند صرف تریلیون ها دلار خواهد بود و این هزینه ها مستلزم اراده سیاسی و توافقی عمومی است که به نظر نمی آید که به این زودی ها محقق شود . حتی اگر موانع مالی و سیاسی برطرف شود ، انتظار می رود تا اجرائی شدن کامل این راه حل ها بیش از چندین دهه طول بکشد ، تا زمانی که دیگر برای تلاش در جهت کاهش اختلالات آب و هوایی بسیار دیر شده است .
بیشتر بانک های بازرگانی و تجاری ، برخی موسسات اعتباری فعال در زمینه صادرات و حتی برخی صندوق های مالی بیطرف ، قوانین و اصول استوا (مجموعه ای از استانداردها برای تعیین ، ارزیابی و مدیریت ریسک های اجتماعی و زیست محیطی در پروژه های مالی) را پذیرفته اند ، این موسسات مالی با پذیرفتن این قوانین متعهد می شوند تا برای تامین سرمایه پروژه ها در کشورهای در حال توسعه موافقت کنند . اگر این استانداردها باعث شوند که سرمایه گذاران از سرمایه گذاری های زیاد در پروژه های دامی روی برگردانند ، در آن صورت یک شرکت با پروه تولید محصولات مشابه گوشتی و لبنی در جایگاه و موقعیت بهتری برای جذب سرمایه ها قرار خواهد گرفت .

بسته های مفید
پروژه های محصولات مشابه گوشت و لبنیات نه تنها باعث آرامتر شدن تغییرات آب و هوایی می شود بلکه به کاهش بحران جهانی غذا نیز کمک می کند ، به این دلیل که این محصولات در حجم تولیدی کمتر نسبت به محصولات دامی ، مقدار کالری بیشتری را فرآهم می آورند . این محصولات بحران جهانی آب را نیز کاهش خواهند داد ، چون با کاهش تولید محصولات دامی حجم عظیمی از آب لازم برای تولید این محصولات آزاد شده و در اختیار مصارف مهم دیگر قرار خواهد گرفت . نتایج مربوط به مبحث تغذیه و سلامتی در بین مصرف کنندگان این محصولات بسیار بیشتر و بهتر از محصولات دامی می باشد . پروژه های مربوط به تولید این محصولات نسبت به طرح ها و پروژه های محصولات دامی کار و تلاش بیشتری را می طلبد و از این رو هم مشاغل بیشتر و هم شغل های تخصصی بیشتری را به وجود خواهد آورد .این محصولات مشقت های کاری شدید و زیان بار موجود در حوزه احشام که شامل نیروی کار برده ای در برخی مناطق مانند ناحیه جنگلی آمازون می باشد را از بین می برد . کارگرانی که محصولات دامی تولید می کنند به راحتی می توانند برای تولید محصولات مشابه نیز تعلیم و آموزش ببینند .
البته تولید دام و طیور به طور کامل قطع نخواهد شد و تعدادی از آنها به پرورش و تولید خود ادامه خواهند داد ، مخصوصا در قسمت هایی که از اهمیت زیادی برای ترکیب شدن با سیستم کشاورزی و زراعتی برخوردار هستند . پرورش احشام در برخی مناطق می تواند بسیار مهم باشد به خصوص در مناطقی که پرورش آن ها یکی از راه های مهم برای ایجاد سرمایه و کسب درآمد برای جمعیت فقیر روستایی است . اگرچه امروزه این امر زیاد متداول نیست ، چرا که در سال های اخیر با به وجود آمدن رشدی مهیج در استفاده از کامپیوترها ، ارتباطات از طریق موبایل ، استفاده از خدمات بانکی از طریق موبایل ، سرمایه گذاری های خرد و استفاده منابع مختلف برای تولید برق ( خورشیدی ، بادی و... ) ، زمینه ها و فرصت های زیادی برای رشد و ترقی بسیاری برای جوامع فقیر روستایی فرآهم است . برای مدتی طولانی ، دفاع از محصولات جایگزین برای محصولات دامی بر اساس بحث ها و گفتگوها در مورد تغذیه و سلامت بشر ، دلسوزی و ترحم نسبت به حیوانات و مباحث زیست محیطی بوده است تا موضوع انباشته شدن کربن در هوا . این مباحث اغلب نادیده گرفته شده و مصرف محصولات دامی در سرتاسر جهان افزایش یافته است ، و این امر باعث شده تا بعضی ها به این باور برسند که تلاش ها برای تولید این محصولات و دفاع از تولید آن ها هیچگاه به سرانجام نخواهد رسید . حتی وادار کردن دولت به تعهد در جهت کاهش تولیدات دامی به منظور مقابله با تغییرات آب و هوایی نیز به دلیل نفوذ سیاسی و قدرت زیاد رهبران صنایع غذایی بی نتیجه خواهد بود . ولی اگر موقعیت و وضعیت تجاری محصولات مشابه گوشتی و لبنی واضح باشد ، افرادی که سلایق خود را به دولت ها تحمیل می کنند به طور مستقیم جذب صنایع غذایی مربوط به این محصولات خواهند شد . ریسک های تجاری در پروژه های محصولات مشابه دامی تقریبا برابر با ریسک های موجود در بیشتر پروژه های تولیدی غذا می باشد ، با این تفاوت که ریسک های مربوط به بازار این محصولات با وجود زیر ساخت های لازم برای تولید این محصولات کمتر شده است ( ماند زیرسازی های صورت گرفته در زمینه تولید و فرآوری غلات ) .
تغییر اساسی مربوط به کاهش قابل توجه محصولات دامی خواهد بود . رشد همکاری های صنعتی در مورد صنایعی مانند کامپیوتر و تلفن های همراه بسیار چشمگیر بوده است و پیش بینی می شود که این رشد در زمینه محصولات مشابه گوشتی و لبنی نیز رخ دهد .عموما صنعت غذا در سرتاسر دنیا ظرفیت بازاریابی پیشرفته و فریبنده ای دارد ، و این بازاریابی با رشدی سریع در تجارت و فروش محصولات غذایی جدید همراه خواهد بود ، به ویژه محصولی که به دلیل فرآهم آوردن زمینه های مناسب ، از تاثیر بسزایی در کاهش تغییرات آب و هوایی برخوردار باشد .
مثل همیشه ریسک های تجاری مهمتر از خطرات ناشی از تغییرات در محصولات تجاری می باشند . موضوع ایجاد تغییر بیش از یک سیاست عمومی و یا مورد اخلاقی نیست ولی امروزه خود یکی از موارد دخیل در تجارت به شمار می آید . ما معتقد هستیم که در میان صنایع مختلف ، ایجاد تغییر در محصولات غذایی سودمند ترین مورد تجاری برای فرو نشاندن سریع تغییرات آب و هوایی است .

7460 بازدید
رای دادن به این مورد
(0 رای)
منتشر شده در مطالب ویژه
کد خبر: 282

نظرات   

 
+3 #1 تشکرزهرا در تاریخ: دوشنبه 16 دی 1392 ، ساعت 10:10 ب ظ
سلام خیلی ممنون واقعا ازش استفاده کردم :lol: :lol:
نقل قول
 

ارسال نظر