امروز: چهارشنب 05 مهر 1396 برابر با 27 سبتامبر 2017

آخرين اخبار

اگر مرغ ها میتوانستند صحبت کنند

  • یکشنبه, 18 بهمن 1394
  • نوشته شده توسط 

من یک مرغ هستم .

 من همان حواس پنج گانه ای را دارم که شما دارید : من می توانم ببینم ، بو کنم ، لمس کنم ، بشنوم و مزه کنم .
من درد ، بدبختی ، تنهایی و شادی را تجربه و احساس می کنم .
من دوست دارم تا با دوستان و خانواده خود باشم و از گذراندن وقت خود با آنان لذت ببرم . .
من می توانم با استفاده از حس بینایی و بویایی ، جوجه های دیگر را تشخیص دهم .
ما موجوداتی اجتماعی هستیم و برای پیدا کردن غذایمان سرگروه هم داریم .
من یک پرنده هستم بدین جهت می توانم برای خود و فرزندانم آشیانه بسازم، اگر آزاد باشم .
من تلفظ های صوتی متفاوتی بلدم و با زبان خود با بقیه گروه صحبت می کنم .
من حافظه بسیار بلند مدتی دارم .
من نشستن بر روی شاخه ها و درخت ها را دوست دارم .
من به سمت غذا می دوم ، چون از خوردن لذت می برم .
من از صداهای بلند می ترسم .
من هم در این دنیا هدفی دارم درست مثل شما انسان ها .

من یک مرغ هستم .

من کم احترام ترین و بدبخت ترین حیوان در دنیا هستم .
اکثر انسان ها کوچکترین توجه و یا احترامی نسبت به زندگی من قائل نیستند .
آن ها یقین دارند که هیچ دلیل دیگری برای موجودیت من ، به جز در عذاب بودن و کشته شدن برای غذا وجود ندارد .
آن ها هیچگونه رحم و بخششی نسبت به من ندارند در حالی که خودشان را مستحق هر گونه شفقت و مهربانی دانسته و نسبت به کسانی که دوستشان دارند و حتی نسبت به حیوانات خانگی شان نیز مهربان هستند .
تعجب می کنم که چگونه می توانند بگویند که نمی توانند سربریدن من را توسط شخصی ببینند اما هنوز هم می توانند با خریدن گوشت من ، از کسانی که این کارها را انجام می دهند حمایت کرده و مرا بخورند .
در عجب هستم که چگونه می توانند خود را دوست دار حیوانات بدانند در حالی که گوشت حیوانات را می خورند .
شرط می بندم که اگر آن ها مرا می دیدند و مرا می شناختند و در دامان خود مرا پرورش می دادند ، هیچ وقت راضی به خوردن من نمی شدند .

من یک مرغ هستم
زندگی ما بقدری برای شما بی ارزش هست که جوجه های مذکر(جوجه خروس ها) ما را مثل آشغال دور میریزید
آری آنها چون ارزشی برای صاحبان مرغداری ندارند دسته دسته و زنده زنده در سطل ها و گونی ها ریخته می شوند تا از خفگی و فشار بمیرند
آنها به محض بیرون آمدن از تخم بجای تجربه مهر مادری ، خفگی و برق گرفتگی را تجربه کرده و کشته می شوند
وحشتناک نیست ؟؟؟؟
وحشتناک تر آنکه از همین جوجه خروس های مرده در درست کردن غذا برای ما نیز استفاده می شود.

من یک مرغ هستم .
من در یک سالن شلوغ و پرازدحام زندگی می کنم ،
ما اغلب در دسته های 20 هزارتایی در سالن های نسبتا تاریک و نمناک نگهدار ی می شویم

من هرگز نور روز را نمی بینم و هوای تازه تنفس نمی کنم ، مگر زمانی که در حال منتقل شدن با کامیون ها باشم . جایی که اغلب به دلیل قرار گرفتن در معرض هوای سرد و یا حرارت و گرمای شدید ممکن است بمیرم .
حتما در جاده ها، ما و شرایط حمل و نقل مان را دیده اید،مطمئن هستم که شما هم از این وضع راضی نیستید.
صاحبان و کارکنان مرغ داری ها شما را فریب می دهند تا باور کنید که رفتاری انسانی با ما داشته و ما را بدون محدودیت و در فضایی مناسب پرورش می دهند .
آن ها را باور نکنید .
آنها تا حدی با ما بدرفتاری می کنند که باعث حیرت شما خواهد شد .
اگر آنها درست بگویند باید ما را در فضای های باز نگهداری کنند جایی که امکان تحرک کافی برای ما باشد .آنها دروغ می گویند چرا که می خواهند شما احساس گناه کمتری بکنید و پول بیشتری خرج کنید.

جنایت همچنان ادامه دارد ...

نوک من با تیغی برنده و داغ بریده می شود .
این دردی مشقت بار و وحشتناک است .

من هیچ ماده بی حسی و بیهوشی دریافت نمی کنم .
آنها نوک مرا می برند تا، وقتی دیوانه می شوم ، با مرغ های دیگر درگیر نشده و آن ها را زخمی نکنم .
تا حدی که جنون و کشتن انسان های دیگر در طبیعت شما است در طبیعت من نیست که دیوانه شوم و جوجه های دیگر را بکشم .
شرایط زندگی ای را تصور کنید که مرا مجبور به زخمی و کشتن جوجه های دیگر می کند .
اجرای این روش برای همه مرغ های تخم گذار ساکن در قفس های فولادی که تحت فشار و استرس وصف ناپذیری زندگی اسف باری دارند اجباری است.

من یک مرغ هستم
من به طور ژنتیکی اصلاح و دستکاری شده ام تا دوبرابر سرعت رشد طبیعی خود رشد کنم .
من بسیار سنگین هستم به طوری که دیگر نمی توانم روی پاهای خود بایستم .
این وزن زیاد پاهای مرا می شکند .

من با هورمون های رشدی تغذیه می شوم که شما نیز توسط خوردن من آنها را وارد بدن خود می کنید
شما استروئیدهایی را مصرف می کنید که می توانند منجر به مرگ شما شود .
قلب و شش های ما نمی توانند این رشد سریع را تاب بیاورند و به همین دلیل میلیون ها مرغ قبل از کشتار می میرند .
من پر از آنتی بیوتیک هایی هستم که مانع از مرگ من قبل از کشته شدن می شوند .
شما آن ها را می خورید و این امر باعث به وجود آمدن یک نوع بی تفاوتی در بدن شما نسبت به آنتی بوتیک ها شده و شما را در معرض خطر مقاومت در برابر آنها ، هنگام بیماری و نیاز شدید شما به این آنتی بیوتیک ها قرار می دهد .
شما می گویید که می دانید من چه مزه ای دارم ولی در واقع شما مزه واقعی مرا نمی دانید .
من پر از مواد نگهدارنده هستم و این چاشنی ها هستند که مزه ای را فرآهم می آورند که شما فکر می کنید مزه واقعی من است .
خوردن من برای سلامتی شما مضر است .
اگر باور شما به گونه ای دیگر باشد ، باید گفت که گردانندگان صنعت گوشت شما را فریب داده اند .
شرایط بد و غیر بهداشتی منجر به مرگ ما از فرط تشنگی ، گرمای زیاد ، عفونت و بیماری ها می شود .

جریان الکتریکی که برای کشتن ما استفاده می شود به منظور مصون نگه داشتن گوشت ما از خراب شدن ، بسیار پایین است .
در بسیاری از مواقع ، این جریان کم ما را نمی کشد و ما درون دیگ هایی با آب جوش برای کنده شدن پرهایمان ریخته می شویم در حالی که هنوز هوشیار هستیم .
شما می توانید صدای فریاد ما را از یک کیلومتر آن طرف تر بشنوید .
تیغه های مکانیکی نیز که برای بریدن گلوی ما از آن ها استفاده می شود ، به طور مرتب تراز نمی شوند و در یک ردیف قرار نمی گیرند و تنها به طوری جزئی گلوی ما را بریده و زخم می کنند و ما را تا رسیدن به مرگی فلاکت بار رها می سازند .
این اشتباهات در زمان کشتار برای میلیون ها مرغ اتفاق می افتد .
من می دانم که شما هیچ یک از این اتفاقات را نمی بینید ولی این ها برای میلیاردها مرغ مانند من اتفاق می افتند و این ترسناک ، دردناک و وحشتناک است و من نمی فهمم که چرا شما از آن ها حمایت می کنید و هیچ فکری برای جلوگیری از این اتفاقات نمی کنید .

من یک مرغ هستم .
واقعیت این است که من نمی توانم صحبت کنم تا بگویم که چرا این گونه با مرغ هایی مانند من رفتار می شود .
اما اگر می توانستم حرف بزنم به شما التماس می کردم تا دیگر مرا نخورید .
من می خواهم که آزاد زندگی کنم درست مثل پرنده های دیگر .
باور کنید کنید من هم یک پرنده هستم و آزادی حق طبیعی من نیز هست.
من می خواهم که شما برای زندگی من روی این کره خاکی ارزش قائل شوید به همان اندازه که برای زندگی خود ارزش قائل هستید .
زندگی شما تنها به عقیده خودتان مهمتر از زندگی من است .
باور شما دلیل بر درست بودن افکار و عقاید شما نیست .

من یک مرغ هستم
با دانستن چیزهایی که شما هم اکنون می دانید

با وجود اینکه شما برای بقای خود نیازمند خوردن من نیستید

با اینکه زندگی و مرگ من جنایاتی فراتر از تصور شما هستند

و با اینکه می گویید که عاشق حیوانات هستید ... آیا هنوز هم خیال دارید که به کسانی که مرا عذاب می دهند و می کشند پول بپردازید ؟ یا اینکه یک تصمیم انسانی می گیرید و بقیه را نیز از این کارها منع نموده و از آن ها می خواهید که همانند شما دیگر مرغ نخورند ؟

من یک مرغ هستم و

آرزو دارم که ای کاش زندگی من بهای بیشتری در نزد شما میداشت .


با نگاهی به If Chickens Could Speak از Andrew Kirschner

1950 بازدید
رای دادن به این مورد
(3 رای)
منتشر شده در مطالب ویژه
کد خبر: 1169

ارسال نظر